کوچک جنگلی
میرزا کوچک که تازه از تبعید بازگشته به همراه دوستش میرزا حسین کسمایی در رشت گردش می کند که در شهر متوجه دستگیری رضا آژان توسط روس ها می شود. رضا آژان ملتمسانه از میرزا تقاضای کمک می کند. غیرت میرزا به جوش می آید و به او کمک می کند. در این ماجرا پای میرزا تیر می خورد.