کوچکترین پسر ژنرال
داستان درمورد کوچیکترین پسر خاندان ژنراله که از قتل عام خاندان جون سالم در برده و با تغییر قیافه برای انتقام به کوهستان می ره و اونجا هرکاری می کنه تا به ارباب جوان گوی گو که آدمی بانشاط و برجسته است نزدیک بشه از طرف دیگه خواهر ارباب جوان که مهربونه و ساده است نقشه اش رو برای انتقام میفهمه و برای حل نفرت بین این دو جونش رو فدا میکنه